X
تبلیغات
IT88 - ( استفاده از فرصتهای زندگی)دکتر شریعتی

حرفهای تكراری ولی بی تكرار از دكتر شریعتی:

( استفاده از فرصتهای زندگی)


غریب است دوست داشتن. وعجیب تر

از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل

دوستمان دارد ...

ونفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده ؛

به بازیش

می‌گیریم

هر چه او عاشق‌تر ، ما سرخوش‌تر،هر

چه او دل نازک‌تر ، ما بی رحم ‌تر ...

تقصیر از ما نیست ؛ تمامی قصه های

عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده

شده‌اند...

*******

وقتی که دیگر نبود من به بودنش

نیازمند شدم، وقتی که دیگر رفت من

به انتظارآمدنش نشستم،

وقتی که دیگر نمی توانست مرا

دوست داشته باشد من او را دوست

داشتم،

وقتی که او تمام کرد من شروع کردم ،

وقتی او تمام شد من آغاز شدم وچه

سخت است تنها شدن!

******

چه غم انگیز است وقتی که چشمه

ای سرد و زلال در برابرت می جوشد و

می خواند و می نالد ،

تو تشنه ی آتش باشی و نه آب. و

چشمه که خشکید ، و چشمه که از آن

آتش که تو تشنه ی آن بودی ،

بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را

تافت و در خود گداخت و از زمین آتش

رویید

و از آسمان آتش بارید ، تو تشنه ی آب

گردی و نه آتش!!!

و بعد ، عمری گداختن از غم نبودن

کسی که تا بود ، از غم نبودن تو می

گداخت ...!

******

رسم زندگی این است

یک روز کسی را دوست داری

و روز بعد تنهائی

به همین سادگی او رفته است

 و همه چیز تمام شده است

مثل یک میهمانی که به آخر می رسد

و تو به حال خود رها می شوی

چرا غمگینی؟

این رسم زندگیست

تو نمی توانی آن را تغییر دهی

******

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 19:18  توسط m.k  |